ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
733
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آيين حضارت تغيير يافت زيرا حضارت مزبور هنوز استحكام نيافته بود و عربهاى باديهنشين موسوم به هلاليان ( بنى هلال ) بر افريقيه غلبه يافتند و آن حضارت را ويران ساختند و نشانههاى نهانى از حضارت و عمران در آن سرزمين تا اين روزگار هم باقى مانده است كه اگر در وضع خاندانهاى باز مانده از متقدمان كه در قلعه [ 1 ] يا قيروان [ 2 ] يا مهديه [ 3 ] هستند دقت كنيم خواهيم ديد در امور خانه و عادات و رسوم آنها نمونههائى از حضارت وجود دارد كه با تمدنهاى ديگر در آميخته است و شهرنشين بينا و آگاه ميتواند آنها را از يك ديگر باز شناسد و اين وضع در بيشتر شهرهاى افريقيه ديده مىشود ، ولى در مغرب و شهرهاى آن بدينسان نيست ، زيرا دولت عرب در افريقيه مدت درازى از روزگار اغلبيان و شيعيان ( فاطميان ) و صنهاجه در آن سرزمين رسوخ يافته است . ليكن در مغرب از آغاز دولت موحدان اصول بسيارى از آداب و رسوم حضارت اندلس رواج يافت و آن عادات و شيوهها در آنجا استحكام پذيرفت ، زيرا دولت آنان بر اندلس هم استيلا داشت و بسيارى از اهالى آن كشور خواهى نخواهى به مغرب منتقل شدند و توسعهء مرزهاى دولت موحدان را ميدانيم تا چه حد بوده است ، از اين رو مغرب به ميزان شايستهاى از حضارت برخوردار بود و آداب آن در آن سرزمين استحكام يافته بود و قسمت عمدهء اين تمدن بسبب مردم اندلس انتشار يافت . سپس هنگام مهاجرت مسيحيان مردم مشرق اندلس به افريقيه منتقل شدند و در شهرهاى آن ناحيه آثارى از تمدن بجاى گذاردند كه بيشتر آنها در تونس با حضارت مصر و آداب و رسومى كه مسافران بدان سرزمين منتقل ميساختند درآميخت و بدينسان مغرب و افريقيهء از حضارت قابل ملاحظهاى برخوردار شد كه ويرانى
--> [ 1 - ) ] پايتخت شهرهايى كه صنهاجيان بر آنها حكومت ميكردهاند كه بر مسافت يك روز راه از المسيلة واقع است . [ 2 - ) ] مقر فرمانروائى اغلبيان . [ 3 - ) ] پايتخت دولت موحدان ( فاطميان ) .